لوكرتيوس و سنكا يافت‌. يكي از بهترين گزارش‌ها را در زمان مورد بحث ما كنراد مگنبرگي‌ عرضه كرد.
گمان مي‌رفت بادهاي محبوس در غارها تحت تأثير بادهاي بيروني قرار مي‌گيرند. بدين‌ ترتيب از اوايل عصر يوناني نظريه‌اي رشد كرد كه بايد آن را لرزه شناسي جوي ناميد. يعني‌ تصور مي‌شد زمين‌لرزه تقريباً با هرنوع پديده‌ٴ جوي مربوط و تحت تأثير آن است‌.1 ارسطو، كه‌ به اين انديشه‌هاي باستاني جنبه‌ٴ عقلايي بخشيد، چندان پيش رفت كه مدعي شد زمين‌لرزه در زيرزمين‌، باد در روي آن و تندر برفرازش همه يك چيزند (كائنات جو، كتاب 9,2). از هواشناسي‌ تا اخترگويي گامي بيش نبود. سيالات يا بخارات هم كه در شكاف‌هاي زمين حركت مي‌كردند، ممكن بود مانند هرجسم خاكي ديگر تحت تأثير كواكب قرار گيرند. به اين ترتيب‌، يك نظريه‌ٴ نجومي زمين‌لرزه هم داريم كه دقيقاً نمي‌دانم چه وقت‌، ولي بسيار زود تكوين يافت‌. تأثير كواكب به‌ويژه وقتي شديد بود كه در حالت قران قرار داشتند و بيش از همه در وقت كسوف و خسوف‌. ارسطو به رابطه‌ٴ ميان زمين‌لرزه و كسوف اشاره كرده است (كائنات جو، كتاب 2، 8). لرزه‌شناسي اخترگويي را در بريهات‌سامهيتا تأليف واراهاميهيرا (ششم ـ 1) و از طريق آثار سده‌هاي ميانه حتي در كپلر هم مي‌بينيم‌.2
تمايل به توضيحات تركيبي براي ايجاد رابطه با عوامل احتمالي گوناگون باز هم پيش‌تر رفت‌. از آنجا كه هواي زيرزمين اغلب متعفن است‌، پس مي‌شد فرض كرد كه آزاد شدن ناگهاني آن‌ براثر زمين‌لرزه‌، بخارات متعفن را پخش و موجب پيدايش بيماري‌ها گردد. زمين‌لرزه‌هاي‌ ويرانگر 25 ژانويه‌ٴ سال 1348 در سراسر اروپا3 موجب پيدايش طاعون دانسته شد (از جمله‌


1 .رابطه با پديده‌هاي جوي را نمي‌توان به‌طوركلي رد كرد، اين رابطه گرچه ثابت نشده‌، ولي ممكن است‌. گفته شده است كه نيروهاي كشندي ممكن است به‌ وسيله‌ٴ نوعي عمل چكاندن باعث فوران آتشفشان شوند و شايد اين امواج جوي هم سبب زمين‌لرزه گردد. چنين اظهاراتي از سال 1937 عنوان شده است‌ (ايسيس‌، 30، 499).
2 .كپلر ميان زمين‌لرزه‌ٴ كوچكي در تورينگن‌، رويدادهاي سياسي سال 1598 و كسوف 7 مارس آن سال رابطه‌اي مي‌ديد.(Opera, Frisch, vol. 8, 15, 1870).
3 .به‌گفته‌ٴ (Mallet (p. 40, 1852، تاريخ 25 ژانويه قطعي است‌، ولي سال در مأخذهاي مختلف از 1343 تا 1349 فرق مي‌كند. در جريان زمين‌لرزه‌ٴ 1348 شگفتي‌هاي زيادي روي داد، از قبيل باران خون در برخي نقاط؛ جوواني ويلاني در تاريخ فلورانس مي‌گويد كه زمين‌لرزه در كارينتيا در 25 ژانويه‌ٴ 1348، زمين را درنزديكي كليساي ويلاچ به‌شكل صليب شكافت و موجب جوشيدن چشمه‌ٴ خون شد، كه تا لمبرگ در 10 ميلي بر روي زمين جريان يافت‌.